است كه اينك، ميتوان آنها را در سالنامههاي كشاورزي يافت. درست است كه اين مطالعات بيشتر محدود به كتابشناسي است و در زمينهٴ بررسي مندرجاتشان كوششي نشده است.
2. اوزان و مقياسات
اطلاعاتي درباب اوزان و مقياسات را ميتوان از تاريخ اولمان اشترومِر، نجيبزادهٴ نورنبرگي، بهدست آورد.
گفته ميشود اسحاق الحَديب كتابي درباب اوزان و مقياسات موجود در تورات نوشته بودهاست. بدبختانه آن كتاب گم شدهاست.
3. مغناطيس
امكان دارد معلومات درباب اصول مغناطيس در اواخر قرن، شايعتر از آن بودهباشد كه قبلاً، تصور ميشد. بايستي دريانوردان باهوش متوجه شده باشند كه عقربهٴ قطبنمايشان شمال واقعي را نشان نميدهد، كه تعيين آن در وقت شب آسان بود، ولي اگر هم متوجه آن انحراف شده باشند، آنان امكان انتشار اين مطلب را نداشتند، زيرا غالباً افراد جاهل يا بيسوادي بودند، يا اينكه ترجيح ميدادند اين آگاهي را براي خودشان حفظ كنند. گفته ميشود كه وايكينگها داراي يك چنين اطلاعي بودند؛ اين مطلب محتمل است، ولي ثابت نشده است.
براساس بيتي از منظومهٴ مجلس ماكيان، حتي اظهار شده كه چاسر از زاويهٴ انحراف مغناطيسي اطلاع داشتهاست. اين كمتر پذيرفتني به نظر ميرسد. بيشك، عجيب خواهد بود اگر چاسر تنها نويسندهٴ آن عصر، باشد كه به اين مطلب اشاره كردهاست.
4. ساعتهاي مكانيكي
ساعتهاي شهرها و ساير ساعتهاي آثار تاريخي در اين عصر، فراوانتر شدند. توصيف خوبي از بسياريشان دردست است و حتي پذيرفتنيتر از آن، دستكم ساز و كار سه ساعت بهدست ما رسيده است.
اين اختراع، باوجود اهميتش از لحاظ مكانيكي، از جنبهٴ اجتماعي مهمتر بود، چون ساعت مكانيكي، بهجاي ساعتهاي نابرابر، ساعتهاي مساوي را متداول كرد و سبب جايگزين شدن حكومت عرفي بهجاي حكومت كليسا شد.
صفحهٴ آن ساعتهاي قديمي به 24 بخش تقسيم ميشد. ساعتهاي كوچكتر براي استفاده در اتاق تا سدهٴ پانزدهم و ساعتهاي جيبي تا سدهٴ شانزدهم ساخته نشد.
ما بسياري از نخستين ساعتسازان را ميشناسيم كه بزرگترينشان جاكو مو دي دوندي